![]() |
![]() |
|
| ... شاید باید کمی وقت بزاریم تا استکان قهومون رو تا آخرین قطرش بنوشیم ... |
|
دوست دارم برام بگین و من بشنوم عزیزترینم. ...
(آرامند) |
|
باز mood نوشتن دارم. ولی این قدر حرف دارم که ممکن به هیشکدومشون نرسم. باز به یاد نوشتن افتادم. بعضی موقع ها بعضیها ( که واقعا راست میگن که با هرکسی به اندازه ی ارزشش رفتار کن و جای دیگه میگن تا به یک نفر بخندی پر رو میشه) واقعا روی nerve آدم راه میرن. جی بگم از دستشون.
امروز خیلی داشتم روی ظرافت کاری یک کار گیر میدادم. طرف مقابلم که داشت کارو انجام میداد گفت: شما چه کاره ای؟ گفتم : مهندس عمران. گفت : خدا بیامرزه اون کسی رو که زیر دست شماست. دیوار ۸ متری رو حتما خراب میکنی رو سرش اگر یک آجرش فقط لک داشته باشه.
چی بگم . این قدر حرف دارم برای این دنیای بی نظم و قدر نشناس. اما صبر و زمان... به امیدت اهورا مزدایم.
(آرامند)
|
|
"Love is composed of a single soul inhabiting two bodies"
(آرامند) |
|
دلم گرفته. از این شهر. خیلی وقت ناراحتم. بغض کردم . همش اشک توی چشمام. دلم تنگ میشه. نگرانم . ثانیه ها چه زود میگذره. میخوام داد بزنم. اسمتو فریاد بزنم. به هیچ کاریم نمیرسم. احساس تنهایی میکنم. دوست دارم روی شونه هات گریه کنم. دستاتو بگیرم. دوست دارم ثانیه هامو با تو بگذرونم. و بگم برات ...
(آرامند) |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تا فردا طلوعی بیش نمانده است.
همیشه میگم تا فردا طلوعی بیش نیست. چاره ای ندارم . فقط صبر. به امید فردایی که شاید بیاد. اما افسوس که ممکنه فردا نیاد. من شاه خود هستم. فقط من ومن. امروز و فردا ...؟!؟ Aramond Mehrzad با من با این ایمیل در تماس باشید. dreamsofseven7@yahoo.com eStaBlisHed bY aMir.bAhRam |
|
RSS
|