زندگی مکعبی
... شاید باید کمی وقت بزاریم تا استکان قهومون رو تا آخرین قطرش بنوشیم ...
اینجا مینویسم. با اینکه میدونم خیلی ها که از من خوششون نمیادش و متاسفانه اینو میخونن خوشحال میشن. فکرم خیلی درگیره . خیلی خوشحال شدم پی امتون رو دیدمش ن جانم. خیلی زود عصبی میشم. بحث و جدل مردم برام غریبه شدن. خیلی زیاد. فقط من موندم و خنده به اجبار. خنده ی تلخ شنیدم که دزدی زبل نیمه شب ربود از طویله خر مش رجب رجب تا که شستش خبر دار شد جهان پیش چشمش شب تار شد درون طویله دو زانو نشست زمین و زمان را دم فحش بست یکی گفت تقصیر از آن توست که قفل طویله نبستی درست یکی گفت گیرید معمار را بنا کرده کوتاه دیوار را یکی گفت تقصیر از شحنه هاست که هر روز بر پا چنین صحنه هاست یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک مسلم که آن دزد می زد به چاک شنیدم که با غیض مشدی رجب در آن بین می گفت : یاللعجب که هر کس به نوعی ست در اشتباه فقط دزد در این میان بی گناه قلم دست هالو چو در کار شد بدانید تاریخ تکرار شد شنیدم که در حومه ی اصفهان به شهری که نام خمینی بر آن به دست گروهی از اشرار پست حریم خصوصی مردم شکست نه در شب، که در روز جمعی پلید به دستان خود فاجعه آفرید نه از چوب قانون هراسی به دل نه از آدم و آدمیت خجل شنیدم که فرمود شیخ الانام نبودند زن ها علیه السلام و آن دیگری گفت: از مرد و زن همه مست بودند در انجمن یکی گفت: آن جا به جای نماز همه بوده مشغول آواز و ساز یکی گفت : الحق که مردانشان ز غیرت نبردند هرگز نشان یکی از بزرگان صنف پلیس چنین گفت با لحن رک و سلیس که تحقیق کردیم بسیار زود «حجاب زنان» مشکل کار بود خلاصه همه بوده تقصیر کار به جز آن تجاوز گر نابکار کجایی ببینی عمو مش رجب که ما خوش بتازیم ، دنده عقب اگر در دهات تو خر می برند در این خطه ناموس را می درند جلو روی شوهر ، برادر، پدر تجاوز نمایند بی دردسر چرا این همه ظلم و هتک زنان در املاک آقا امام زمان محمدرضا عالی پیام آدما خستم کردن خدا هم با ما غریبست آخه او دیگه کجا رفته دلم برای سگم تنگ شده کسی که واقعا دوسم داشت به موقع بگو دوستت دارم
من اومدم ... شاید خیلی چیزا عوض شده باشه. شایدم نه. بعد ۶ ماه دوری تقریبی از نت فکر میکردم مردم خیلی تغییر کردن ولی ... im a kind of so busy. think about someone gonna hate some people but still me ... حرفها اینجا نمیگنجه براتون ایمیل زدم پونه جان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتي 15 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي...
وقتي كه 20 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم
سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي انگار از اين كه منو از دست بدي وحشت داشتي
وقتي كه 25 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ..
صبحانه مو آماده كردي وبرام آوردي ..پيشونيم رو بوسيدي و
گفتي بهتره عجله كني ..داره ديرت مي شه
وقتي 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري
.بعد از كارت زود بيا خونه
وقتي 40 ساله شدي و من بهت گفتم كه دوستت دارم
تو داشتي ميز شام رو تميز مي كردي و گفتي .باشه عزيزم ولي الان وقت اينه كه بري
تو درسها به بچه مون كمك كني
وقتي كه 50 سالت شد و من بهت گفتم كه دوستت دارم تو همونجور كه بافتني مي بافتي
بهم نكاه كردي و خنديدي
وقتي 60 سالت شد بهت گفتم كه چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدي...
وقتي كه 70 ساله شدي و من بهت گفتم دوستت دارم در حالي كه روي صندلي راحتيمون نشسته بوديم من نامه هاي عاشقانه ات رو كه 50 سال پيش براي من نوشته بودي رو مي خوندم و دستامون تو دست هم بود
وقتي كه 80 سالت شد ..اين تو بودي كه گفتي كه من رو دوست داري..
نتونستم چيزي بگم ..فقط اشك در چشمام جمع شد
اون روز بهترين روز زندگي من بود ..چون تو هم گفتي كه منو دوست داري
به كسي كه دوستش داري بگو كه چقدر بهش علاقه داري
و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي
چون زماني كه از دستش بدي،
مهم نيست كه چقدر بلند فرياد بزني
اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


